33 ماهگی
سلام دختر دسته گلم
33 ماهگیت مبارک فدات شم امیدوارم خوبو خوش باشی همـــــــــــــــــیشه
اینم عکست

شرمندم که اصلا وقت نمیکنم بیام و برات زیاد بنویسم و از پیشرفتات بگم
فقط یکم از صحبت کردنت میگم
به قابلمه میگی : قامبله
به لیوان : ایوان
به آبمیوه : آلیوه
به سیب زمینی : زمینی
کوچولو : اوچولو
نازنین رقیه : نازنین اُقیه
امیر علی : اَلَ لی
بادکنک : باتُنَت
شکلات : شُلات
مدادرنگی : مداد اَنجی
نقاشی: ناشی
بشقاب: بُشباق
دکمه: تُمپه
خیلی چیزا رو هم معکوس به کار میبری مثلا سرده رو میگی گرمه
یا به جای اینکه بگی بیا جلو میگی بیا عقب
یا بجای اینکه بگی برق رو روشن کنم میگی خاموش کنم
رنگا رو همچنان نمیتونی تشخیص بدی ولی رنگ آمیزیت بنظرم خوبه
متاسفانه بعد دنیا آمدن داداشی نتونستم باهات شعر جدیدی کار کنم ولی اگه خدا بخواد میخوام بفرستمت کلاس قرآن
داداشی رو هم خیلی دوست داری اگرچه که بعضی اوقات .... بهتره نگم
وقتی گریه میکنه و من کار دارم بدو میای پیش من میگی داداشی گییه میکنه خودم میرم پیشش بعدش بدو میری پیشش و میگی جان جان گییه نکن الان مامانی میاد جان جان
یعنی میخوام بخورمت از بس با داداشت بانمک حرف میکنی
یا میگی داداش علی جیشوت (جیشوک)
خلاصه که کلی خوردنی شدی
و من همچنان ازت معذرت میخوام ..

میسپارمت به خدا دخترکم






33 ماهگی
